ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
55
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او همچنين فرمان داد تا هر بچهاى كه پدرش معلوم نيست به همان خانوادهاى تعلق يابد كه در آن بزرگ شده است و از مال كسى كه بچهاى به وى نسبت داده مىشود مقدارى بگيرند و به كسى بدهند كه آن بچه را به فرزندى مىپذيرد . همين طور هر زنى كه مورد تجاوز واقع شده ، مهر خود را از مردى بگيرد كه به او تجاوز كرده است و چنين زنى اختيار دارد كه پيش چنان مردى بماند يا از او جدا شود ، مگر اين كه شوهر داشته باشد كه در اين صورت بايد به خانه شوهر خود بر گردد .
--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : پياله داشت به نام : خالد بن فضله و عمرو بن مسعود . در شبى كه آن دو و منذر مست بودند ، منذر دستور داد كه آن دو را زنده در اطراف كوفه در گور كنند . بامداد آن شب ، آن دو را فراخواند ! از فرمان وى او را آگاه ساختند . از اين كار اندوهگين شد و به سر گور ايشان آمد و دستور داد دو صومعه بر سر گورشان ساختند . و گفت : « من پادشاه نيستم اگر مردم با فرمان من مخالفت كنند . » و قانونى وضع كرد كه هر كس از آن جا بگذرد بايد بدانها سجده نمايد . و هر گاه پادشاهى سنتى بر جاى مىگذارد براى ديگران به ارث مىماند و ذكرش را زنده مىكنند و به منزلهء حكم تلقى مىنمايند . منذر براى آن دو در هر سال دو روز را به نام روزهاى « بؤس » و « نعيم » ، بدبختى و خوشبختى برگزيد . در روز بؤس هر كس به دو وارد مىشد ، مىكشت و خونش را به آن بقيه ذيل در صفحه بعد